آقای پزشکیان امروز مدیر ارشد اجرایی ایران است و آنچه انکاناپذیر است یکپارچه شدن همت ایرانیان برای کمک به ایشان است. واقعیت این است که ایرانیان فرصت چندانی برای جبران مافات ندارند. باید همت کنند و دست در دست هم کشور را از مهلکه ها برهانند. در عین حال ذیل آسیب شناسی این دوره از انتخابات مسائل یا موضوعاتی را می توان طرح و بحث کرد و زمینه را برای شفاف شدن اذهان فراهم نمود. به زعم بنده باید بررسی شود که چرا:1-از زبان آقای جلیلی و دیگر افرادی که مدعی طلایه داری گفتمان انقلاب اسلامی بودند دردها و آسیب ها بسامد نداشت. این مهم بیش از همه در بیان آقای پزشکیان نمود داشت. گویی دیگر افراد در ایران زندگی نمی کنند. البته صرف گفتن از مسئله دلیل بر کارآمدی نیست. آقای پزشکیان روی مسائل و مصائب مانور می داد و عملا طرح و برنامه ای مدون برای درمان آنها نداشت. کار ایشان در حد بازی های زبانی بود. همین نقدها را مردم کوچه و بازار طرح و بحث می کنند منتها ایشان چون باسواد است و دست اندرکار بیشتر از دیگران به آنها می پرداخت. ساده تر بگویم. در جمعی هستیم همه می بینند آقای الف ناخوش احوال است. نتیجه می گیرند مریض است. یکی از آن جمع پزشک است او هم می گوید مریض است. گفتن او با صحبت دیگران صرفا مشترک لفظی است. ایشان به اجمال هم نوع مرض را می فهمد هم راه درمان را بلد است. بنابراین صرفا گفتن این که جامعه در فلان زمینه ها مشکل دارد هنر نیست. آنکه مدعی است باید به اجمال راه درمان را بداند و طرح تفصیلی برای آنها ارائه کند.2-نوع رقتار آقای جلیلی صرفا واکنشی بود به کنش های آقای پزشکیان. ایشان می توانست دوره عملکرد آقای پزشکیان را محور نقد و نظر قرار دهد و مثلا بپرسد آیا اقای پزشکیان در دوره بلند نمایندگی طرح تحقیق
برچسب:
نویسنده: الینا شریفی
تاريخ: پنجشنبه
28 تير
1403 ساعت: 12:51